داود بن محمود القيصري
73
رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )
جوهريه و عرضيه و از عوارض ماهيت بما هي هي مىباشد و امر خارج از سنخ جوهر و عرض واجب الوجود بالذاتست . اما اينكه جائز نيست واجب فردى از افراد وجود باشد كما يقوله الحكماء ، براي آنكه فرد از هر حقيقت عبارتست از نفس آن حقيقت بانضمام تعين عارض و زائد بر أصل حقيقت . مثلا : زيد كه فرد انسانست عبارتست از انسان بانضمام موجبات تشخص و لوازم تعين و اين أمور منشأ تعين نسبت بأصل حقيقت انسان عارض و زائدست ، مانند زمان و مكان و مادة و ديگر لوازم و عوارض خارجي وجود فرد كه هر فردى در وجود خارجي بامور مذكوره متشخص و متعين مىگردد و اگر تعين موجب تشخص عين حقيقت قابل تعين باشد ، امتياز بين افراد حقيقت حاصل نمىشود . حقيقت انسان از نواحى تعيّنات قبول تعدد مىنمايد و حقيقت انسانيه في نفسها مانند هر حقيقت صرفه تكثر ندارد ، در صورتي كه تعين لازم افراد عين حقيقت انسان باشد امتياز پيدا نمىكند و بين طبيعت و فرد فرق باقي نمىماند . آنچه كه مدخليت در انتزاع وجوب و اتصاف حقيقت بوجوب ذاتي دارد ، نفس طبيعت است و نفس طبيعت بما هي هي در افراد واحدست . بايد در اين مسئله دقت نمود و فهميد كه نفس طبيعت وجود و كلى طبيعي هستى واجب بالذاتست و اگر نفس طبيعت وجود با هر تعيّنى كه قبول نمايد ، واجب نباشد ، واجب يا طبيعت مع التعين است و يا واجب تعين عارض يا منشأ از طبيعت است و يا آنكه بناء على